سوالات متداول درباره مارک آنتوان باروآ
Marc-Antoine Barrois یک خانه مستقل فرانسوی است. مارک آنتوان باروآ خانه Couture خود را در سال ۲۰۰۹ در پاریس راهاندازی کرد و فعالیت عطری آن از سال ۲۰۱۶ آغاز شد.
Quentin Bisch عطرساز محصولات اصلی خانه است. همکاری او با Marc-Antoine Barrois پس از ملاقات آنها در سال ۲۰۱۵ آغاز شد و به یکی از پایههای هویت عطری برند تبدیل شده است.
B683 نخستین عطر خانه است که در سال ۲۰۱۶ معرفی شد. این رایحه اولین نتیجه همکاری Marc-Antoine Barrois و Quentin Bisch بود.
نام B683 از جهان شازده کوچولو و سیاره خیالی آن الهام گرفته و همزمان با تاریخ تولد Marc-Antoine Barrois ارتباط دارد. این ترکیب، B683 را به نوعی سیاره شخصی برای جهان خلاقانه طراح تبدیل کرده است.
Ganymede دومین عطر اصلی خانه است که در سال ۲۰۱۹ عرضه شد و نام خود را از بزرگترین قمر مشتری گرفته است. ساختار چرمی ـ مینرال آن مسیر متفاوتی نسبت به چرم ادویهای B683 ایجاد کرد.
خیر. چرم و فضاهای مینرال نقش مهمی در محصولات اولیه برند دارند، اما عطرهایی مانند Tilia و Aldebaran نشان میدهند که جهان Marc-Antoine Barrois به ساختارهای گلی و روشن نیز گسترش پیدا کرده است.
مارک آنتوان باروآ (Marc-Antoine Barrois) یک خانه مستقل فرانسوی است که مسیرش از مد و کوتور سفارشی آغاز شد و بعدها به عطرسازی نیش رسید. مارک آنتوان باروآ خانه کوتور خود را در سال ۲۰۰۹ در پاریس تأسیس کرد؛ اما نقطه آغاز جهان عطری برند به ملاقات او با عطرساز فرانسوی کوئنتین بیش (Quentin Bisch) در سال ۲۰۱۵ بازمیگردد.
این آشنایی به همکاری موقتی برای ساخت یک عطر محدود نشد. از نخستین رایحه برند تا محصولات بعدی، رابطه خلاقانه میان یک طراح لباس و یک عطرساز به ستون اصلی عطرهای Marc-Antoine Barrois تبدیل شده است.
اولین نتیجه این همکاری B683 بود که در سال ۲۰۱۶ عرضه شد. سه سال بعد Ganymede زبان چرمی برند را به فضایی روشنتر، مینرال و تخیلی برد و به یکی از مهمترین عطرهای تاریخ این خانه تبدیل شد. در ادامه، Encelade، Tilia و Aldebaran نشان دادند که جهان Marc-Antoine Barrois قرار نیست تنها به چرم و فضاهای معدنی محدود بماند.
مارک آنتوان باروآ پیش از ورود به عطرسازی
برای شناخت این برند باید ابتدا سراغ دنیای مد رفت.
مارک آنتوان باروآ در شمال فرانسه و در خانوادهای مرتبط با صنعت نساجی رشد کرد. علاقه او به لباس و مواد از سنین پایین شکل گرفت و در سال ۲۰۰۴، زمانی که حدود ۲۰ سال داشت، هنگام ارائه نخستین مجموعههای خود در لیل مورد توجه طراح فرانسوی Dominique Sirop قرار گرفت.
او پس از آن به پاریس رفت و به خانه Sirop پیوست.
دو سال بعد تجربه دیگری در مسیر حرفهای او شکل گرفت و با Jean-Paul Gaultier در Hermès همکاری کرد. این دورهها او را با فضای Haute Couture، ساخت سفارشی لباس، انتخاب مواد و توجه دقیق به فرم و جزئیات آشنا کردند.
در سال ۲۰۰۹ باروآ مسیر مستقل خود را آغاز کرد و Maison de Couture خودش را در پاریس راه انداخت.
در این مرحله هنوز عطر محور اصلی فعالیت برند نبود. جهان Marc-Antoine Barrois بر لباس سفارشی، مواد باکیفیت و نوعی نگاه کنترلشده و بدون نمایش اغراقآمیز به مفهوم لوکس بنا شده بود.
همین اصول چند سال بعد وارد عطرسازی شدند.
ملاقات Marc-Antoine Barrois و Quentin Bisch
نقطه تعیینکننده در تاریخ عطری خانه در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاد؛ زمانی که مارک آنتوان باروآ با کوئنتین بیش آشنا شد.
اشتراکهای میان این دو فراتر از علاقه به عطر بود.
هر دو به مواد، طبیعت، جنگل، گلهای تازه و بهخصوص چرم علاقه داشتند و در عین حال نگاه مشترکی به نوعی ظرافت بدون نمایش بیش از حد داشتند.
تقسیم نقش میان آنها نیز روشن شد.
باروآ جهان، تصویر، احساس و جهت هنری رایحه را شکل میدهد و Quentin Bisch این جهان را به فرمول عطری تبدیل میکند.
این مدل همکاری تا امروز یکی از ویژگیهای متمایز خانه باقی مانده است. برخلاف بسیاری از برندهای عطر که برای محصولات مختلف با عطرسازان متعدد کار میکنند، عطرهای اصلی Marc-Antoine Barrois حاصل ادامه همان گفتوگوی خلاقانه میان باروآ و بیش هستند.
به همین دلیل میتوان محصولات برند را فصلهای مختلف یک همکاری دانست، نه پروژههایی کاملاً جدا از یکدیگر.
B683؛ اولین عطر و سیاره شخصی مارک آنتوان باروآ
در سال ۲۰۱۶ نخستین عطر خانه با نام B683 معرفی شد.
نام عجیب آن از همان ابتدا سرنخی از جهان شخصی برند ارائه میکرد.
B683 از یک سو به سیاره B-612 در شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنتاگزوپری اشاره دارد و از سوی دیگر با تاریخ تولد Marc-Antoine Barrois ارتباط پیدا میکند. نتیجه، نام یک سیاره خیالی شخصی برای طراح بود.
رایحه نیز با پیشینه او در مد ارتباط داشت.
چرم در مرکز B683 قرار گرفت و در کنار ادویههایی مانند فلفل سیاه، فلفل چیلی و زعفران و زمینهای از چوب صندل و پچولی قرار گرفت.
این انتخاب برای نخستین عطر یک طراح لباس معنا داشت: چرم مادهای است که هم در مد و هم در عطرسازی میتواند شخصیت داشته باشد.
B683 زبان اولیه عطرهای خانه را ایجاد کرد، اما این زبان قرار نبود در محصول بعدی بدون تغییر تکرار شود.
از B683 تا Ganymede؛ بازتعریف چرم
در سال ۲۰۱۹ Marc-Antoine Barrois و Quentin Bisch دومین عطر خود، Ganymede، را معرفی کردند.
چرم همچنان در جهان این دو حضور داشت، اما این بار فضای آن تغییر کرد.
اگر B683 چرمی ادویهای، چوبی و نزدیکتر به تصویر کلاسیک ظرافت مردانه بود، Ganymede تلاش کرد همان ماده را به فضایی روشن، مینرال و تقریباً فرازمینی منتقل کند.
نام عطر از گانیمد، بزرگترین قمر سیاره مشتری گرفته شده است.
ماندارین، برگ بنفشه، ایمورتل و ساختار چرمی ـ مینرال فضایی ساختند که فاصله محسوسی با B683 داشت، در حالی که ارتباط میان دو عطر کاملاً از بین نرفت.
همین اتفاق برای شناخت هویت برند اهمیت دارد.
Marc-Antoine Barrois بهجای رها کردن زبان نخستین عطر، آن را به یک جهان دیگر منتقل کرد. چرمی که در B683 به لباس و مواد طبیعی نزدیک بود، در Ganymede به فضایی تخیلی و کیهانی رفت.
چرا فضا و نجوم در عطرهای Marc-Antoine Barrois دیده میشود؟
نامهایی مانند B683، Ganymede، Encelade و Aldebaran نشان میدهند که آسمان و جهانهای دور به یکی از عناصر قابل تشخیص زبان برند تبدیل شدهاند.
اما این نامها همگی به یک نوع جرم آسمانی اشاره ندارند.
Ganymede قمر مشتری است، Enceladus قمری از زحل است و Aldebaran ستارهای شناختهشده در صورت فلکی ثور محسوب میشود. B683 نیز بهجای یک جرم واقعی، جهان خیالی شخصی باروآ را تداعی میکند.
این نامگذاری امکان ساخت فضاهایی را فراهم میکند که الزاماً به یک مکان واقعی محدود نیستند.
عطر میتواند از زمین فاصله بگیرد و تصویری از ماده، نور، سطح، دما یا منظرهای تخیلی ایجاد کند.
به همین دلیل جهان کیهانی Marc-Antoine Barrois بیشتر از آنکه درباره نجوم باشد، ابزاری برای آزاد کردن تخیل در عطرسازی است.
Ganymede و شکلگیری زبان مینرال برند
Ganymede نقش مهمی در شناختهشدن وجه مینرال عطرهای Marc-Antoine Barrois داشت.
در این عطر، تضاد میان شادابی ماندارین، جنبههای شور و خاص ایمورتل و یک آکورد چرمی ـ مینرال، فضایی ایجاد کرد که بهراحتی در دستهبندیهای معمول چرمی قرار نمیگرفت.
این مسیر بعدها باعث شد «مینرال» به یکی از واژههایی تبدیل شود که زیاد در توصیف جهان عطری این خانه شنیده میشود.
اما نباید آن را به تمام محصولات برند تعمیم داد.
B683 وجه ادویهای و چرمی متفاوتی دارد؛ Encelade ترکیبی سبزتر با ریواس، چوب و چرم ارائه میکند و Tilia اساساً وارد جهان گلها و نور میشود.
بنابراین مینرال بودن را میتوان یکی از زبانهای مهم برند دانست، اما نه فرمولی که تمام عطرهای آن بر اساس آن ساخته شده باشند.
Encelade؛ طبیعت سبز در یک جهان دیگر
Encelade مرحله دیگری در گسترش جهان Marc-Antoine Barrois بود.
نام آن از یکی از قمرهای زحل گرفته شده، اما رایحه بهجای ساخت فضایی سرد و خالی، تضادی میان طبیعت سبز و عناصر عمیقتر ایجاد میکند.
ریواس یکی از عناصر شاخص ساختار است و در کنار چوب صندل، وتیور، سدر و جنبه چرمی قرار میگیرد.
وجود Encelade نشان داد که رابطه برند با فضا صرفاً به ساخت عطرهایی «سرد و فلزی» منجر نمیشود. جهان تخیلی میتواند بسیار سبز، گیاهی و زنده باشد.
این موضوع بهتدریج دامنه زبان عطری Marc-Antoine Barrois را از دو عطر نخست گستردهتر کرد.
Tilia؛ خروج از جهان چرمی
معرفی Tilia در سال ۲۰۲۴ تغییر مهم دیگری در مسیر برند ایجاد کرد.
این بار نقطه مرکزی نه چرم بود و نه یک سیاره یا قمر.
Tilia از نام گیاهشناسی درخت نمدار (Linden) میآید و بر فضایی گلی، روشن و آفتابی بنا شده است. گل نمدار و یاس در مرکز آن قرار دارند و هدف، تداعی روزهای خوش و تابستانی طولانی است.
اهمیت Tilia برای شناخت خانه دقیقاً در همین تغییر است.
پس از آنکه B683 و Ganymede تصویری قدرتمند از چرم، مواد و جهانهای تخیلی ایجاد کرده بودند، امکان داشت برند برای همیشه با همان زبان شناخته شود. Tilia نشان داد همکاری Barrois و Bisch ظرفیت حرکت به سمت قلمروی کاملاً متفاوت را نیز دارد.
در نتیجه تعریف Marc-Antoine Barrois بهعنوان «برند Ganymede» یا حتی صرفاً «خانه عطرهای چرمی ـ مینرال» تصویر کاملی از مسیر آن ارائه نمیدهد.
Aldebaran؛ ادامه جهان گلی با زبانی متفاوت
پس از Tilia، Aldebaran مرحله دیگری از گسترش بخش گلی مجموعه را نشان داد.
نام عطر دوباره نگاه برند را به آسمان برمیگرداند؛ Aldebaran ستارهای در صورت فلکی ثور است و یکی از نامهای قابل تشخیص آسمان شب محسوب میشود.
اما مرکز بویایی عطر روی گل مریم قرار گرفته است.
گل مریم در اینجا در کنار پاپریکا، ماته و دانه تونکا قرار میگیرد و فضایی متفاوت از روشنایی نرم Tilia ایجاد میکند.
کنار هم قرار دادن Tilia و Aldebaran نکته مهمی درباره مسیر جدید برند نشان میدهد: حتی زمانی که Marc-Antoine Barrois به سمت گلها حرکت میکند، قرار نیست یک فرمول فلورال ثابت را تکرار کند.
هر محصول جهان خودش را میسازد.
چرا Quentin Bisch برای هویت برند اهمیت دارد؟
کوئنتین بیش صرفاً عطرسازی نیست که یکی از محصولات Marc-Antoine Barrois را ساخته باشد.
تداوم همکاری او با باروآ باعث شده رابطه این دو به بخشی از ساختار خلاقانه خانه تبدیل شود.
در این همکاری، یک نفر از جهان Couture میآید و دیگری زبان فنی و خلاقانه عطرسازی را در اختیار دارد. باروآ میتواند از تصویر، ماده، خاطره یا جهان خیالی صحبت کند و بیش آن را به ساختاری قابل بو کردن تبدیل کند.
تداوم همین گفتوگو امکان ایجاد ارتباط میان محصولاتی را فراهم کرده که الزاماً نتهای یکسانی ندارند.
از B683 و Ganymede تا Encelade، Tilia و Aldebaran، ماده و فضای رایحه تغییر میکند، اما رابطه میان Creative Direction و Perfumer ثابت میماند.
این ویژگی یکی از مهمترین تفاوتهای Marc-Antoine Barrois با خانههایی است که هویت عطری خود را از همکاری همزمان با تعداد زیادی عطرساز میسازند.
از Couture تا Haute Parfumerie
رابطه مد و عطر در Marc-Antoine Barrois فقط به شغل بنیانگذار محدود نیست.
مفاهیمی مانند ماده، بافت، تناسب، ساخت دقیق و ماندگاری در برابر مدهای زودگذر که در لباس سفارشی اهمیت دارند، در نگاه برند به عطر نیز دیده میشوند.
به همین دلیل کاتالوگ عطرهای خانه نسبتاً کنترلشده باقی مانده و هر سال تعداد زیادی محصول صرفاً برای گسترش مجموعه عرضه نمیشود.
هر عطر بهعنوان پروژهای مستقل توسعه پیدا میکند و سپس در کنار محصولات قبلی قرار میگیرد.
این شیوه به منطق Couture نزدیک است: ساخت تعداد محدودتری از آثار با هویت مشخص، بهجای ایجاد مجموعهای بسیار بزرگ که تفاوت میان محصولات آن بهتدریج کمرنگ شود.
طراحی بطری؛ سادگی در برابر جهان پیچیده رایحه
بطریهای Marc-Antoine Barrois در مقایسه با جهانهای تخیلی پشت عطرها طراحی نسبتاً کنترلشدهای دارند.
فرم مستطیلی، خطوط ساده، پلاک و جزئیات فلزی باعث میشوند بستهبندی بیشتر به یک شیء طراحیشده و ماندگار نزدیک شود تا بطریای که برای هر محصول کاملاً تغییر میکند.
این سادگی با پیشینه Couture برند هماهنگ است.
همانطور که یک لباس با برش دقیق الزاماً به تزئینات زیاد نیاز ندارد، بطری نیز قرار نیست تمام داستان عطر را پیش از استفاده روایت کند.
تفاوت اصلی محصولات در خود رایحه، نام و جهان ذهنی آنها شکل میگیرد.
Extraitها؛ بازگشت به یک جهان آشنا
Marc-Antoine Barrois در کنار Eau de Parfumها، برخی از جهانهای عطری خود را در قالب Extrait نیز دوباره بررسی کرده است.
B683 Extrait و Ganymede Extrait صرفاً با هدف افزایش غلظت ساخته نشدهاند؛ ساختار اصلی در آنها دوباره تفسیر شده و بعضی وجوه برجستهتر یا تغییر داده شدهاند.
این موضوع با شیوه کلی برند هماهنگ است.
بهجای تولید تعداد زیادی Flanker با تغییرات جزئی، یک جهان موجود میتواند از زاویهای دیگر بازخوانی شود.
در نتیجه Eau de Parfum و Extrait را بهتر است دو بیان مرتبط از یک ایده دانست، نه اینکه Extrait را صرفاً «نسخه قویتر» محصول اصلی تصور کرد.
هویت عطری Marc-Antoine Barrois چیست؟
برای سالهای نخست فعالیت عطری خانه، چرم واضحترین حلقه اتصال بود.
B683 چرم را در ساختاری ادویهای و چوبی قرار داد؛ Ganymede آن را به قلمروی مینرال و روشن منتقل کرد و Encelade وجهی سبزتر و دودیتر از آن ارائه داد.
اما ورود Tilia و Aldebaran نشان داد که هویت خانه از یک آکورد خاص گستردهتر است.
امروز دقیقتر است که DNA برند را در روش همکاری Barrois و Bisch، علاقه به مواد و تضادها، ساخت جهانهای تصویری مشخص و تلاش برای ایجاد ظرافتی معاصر جستوجو کنیم.
گاهی نتیجه چرمی و مینرال است و گاهی گلی و آفتابی.
همین تغییر بدون قطع شدن رشته خلاقانه میان محصولات، یکی از ویژگیهای مهم این خانه جوان فرانسوی است.
ساخت فرانسه و نگاه برند به تولید
Marc-Antoine Barrois تولید محصولات خود را در فرانسه نگه داشته است و این موضوع بخشی از نگاه خانه به ساخت و مهارت محلی محسوب میشود.
برند همچنین در سالهای اخیر اقداماتی برای کاهش برخی اجزای غیرضروری بستهبندی و تغییر مواد محافظ داخل جعبه انجام داده و استفاده از پلاستیک در بخشهایی از بستهبندی را کاهش داده است.
این نگاه با پیشینه Couture خانه ارتباط دارد؛ جایی که کیفیت ساخت و طول عمر محصول اهمیت بیشتری از مصرف سریع و جایگزینی مداوم دارد.
بنابراین «ساخت فرانسه» در این برند فقط نوشتهای روی بستهبندی نیست و با مدل تولید و هویت خانه ارتباط دارد.
برای شناخت عطرهای Marc-Antoine Barrois از کجا شروع کنیم؟
به دلیل کاتالوگ نسبتاً متمرکز برند، شناخت تفاوت میان جهانهای اصلی آن از حفظ کردن تعداد زیادی نام مفیدتر است.
B683 به ریشه چرمی، ادویهای و ارتباط مستقیمتر با جهان Couture نزدیک است. Ganymede وجه مینرال، روشن و فرازمینی همکاری Barrois و Bisch را نشان میدهد و Encelade مسیر سبزتر و چوبیتری دارد.
در سوی دیگر، Tilia و Aldebaran بخش گلیتر و جدیدتر زبان برند را نمایندگی میکنند.
بنابراین انتخاب میان محصولات این خانه بهتر است از این سؤال شروع شود که به کدام فضای بویایی نزدیکترید: چرمی و ادویهای، مینرال و روشن، سبز و چوبی یا گلی و درخشان.
نسخههای Extrait نیز مسیر جداگانهای برای کسانی هستند که میخواهند تفسیر دیگری از بعضی جهانهای شناختهشده برند را بررسی کنند.
Marc-Antoine Barrois؛ عطری که از یک آتلیه کوتور بیرون آمد
مسیر Marc-Antoine Barrois از بسیاری از خانههای عطر متفاوت است.
داستان از یک آزمایشگاه عطر آغاز نشد. باروآ ابتدا طراح لباس بود، تجربه Haute Couture کسب کرد و خانه مستقل خود را در پاریس ساخت. ملاقات او با Quentin Bisch در سال ۲۰۱۵ امکان داد همان جهان خلاقانه از لباس به پوست منتقل شود.
B683 اولین بیان این همکاری بود. Ganymede آن را به جهانی تازه برد و محصولات بعدی مرزهای آن را گسترش دادند.
به همین دلیل مهمترین ویژگی Marc-Antoine Barrois را شاید نتوان در یک نت مشخص پیدا کرد. هویت این خانه بیشتر در تداوم یک گفتوگوی خلاقانه میان طراح و عطرساز قرار دارد؛ گفتوگویی که از چرم و پارچه آغاز میشود، به سیارهها و قمرهای خیالی میرسد و در محصولی دیگر میتواند به نور تابستان و گلها تبدیل شود.